عجیب ترین حیوانات آمازون؛ ساکنان اسرارآمیز جنگل های بارانی
- رضا علمی
- 1404/11/1
- 0 دیدگاه
عجیب ترین حیوانات آمازون، ساکنان سرزمین شگفتی ها هستند؛ از دلفین های صورتی گرفته تا مورچه های گلولهزن.
عجیب ترین حیوانات آمازون
جنگلهای بارانی آمازون، این ریهٔ تپندهٔ زمین، تنها خانهٔ درختان سربهفلککشیده و رودخانههای خروشان نیست؛ بلکه قلمرویی اسرارآمیز است که در آن تکامل، مسیرهایی عجیب و باورنکردنی را پیموده است. در این اکوسیستم پیچیده که بخش بزرگی از تنوع زیستی سیاره را در خود جای داده، موجوداتی زندگی میکنند که گویی از دل رمانهای علمیتخیلی یا کابوسهای شبانه بیرون آمدهاند. سفر به آمازون، تنها تماشای طوطیهای رنگارنگ و پلنگهای باشکوه نیست؛ رویارویی با جانورانی است که با ویژگیهای ظاهری غریب، روشهای شکار دلهرهآور و سازگاریهای بیولوژیکی منحصربهفرد، مرزهای تخیل ما را جابهجا میکنند. از اعماق آبهای کدر رودخانه تا بالاترین شاخههای درختان، عجایبی پنهان شدهاند که شناخت آنها، دریچهای نو به درک قدرت و خلاقیت طبیعت میگشاید.

۱. دلفین صورتی آمازون
«دلفین صورتی آمازون» (Pink River Dolphin) که محلیها آن را «بوتو» (Boto) مینامند، یکی از نمادینترین و درعینحال عجیبترین ساکنان آبهای شیرین جهان است. برخلاف همتایان اقیانوسی خود که بدنی خاکستری و یکدست دارند، این دلفینها با پوستی که میتواند از صورتی کمرنگ تا سرخابی تند تغییر رنگ دهد، شناخته میشوند. جالب است بدانید که این دلفینها در بدو تولد خاکستری هستند و با افزایش سن، به دلیل جریان خون زیر پوست و ساییده شدن پوستشان در برخورد با موانع رودخانه، به رنگ صورتی درمیآیند؛ به همین دلیل، نرها که درگیر مبارزات بیشتری میشوند، معمولاً صورتیتر از مادهها هستند.
آنچه دلفین صورتی را در لیست عجیبترینها قرار میدهد، تنها رنگ آن نیست، آناتومی متفاوت و هوش سرشار آن است. مهرههای گردن این جانور برخلاف دلفینهای دریایی به هم جوش نخوردهاند؛ این ویژگی به آنها اجازه میدهد تا سر خود را ۱۸۰ درجه بچرخانند و با مهارتی خیرهکننده در میان ریشههای درهمتنیدهٔ درختان جنگلی که در فصل سیلاب به زیر آب رفتهاند، مانور دهند. علاوه بر این، آنها مغز بسیار بزرگی دارند (حتی بزرگتر از انسان) و در افسانههای بومی آمازون از جایگاه ویژهای برخوردارند. بومیان معتقدند که بوتو یک موجود جادویی است که در شبها به مردی خوشتیپ با کلاه سفید تبدیل میشود، به روستاها میآید و زنان را فریفتهٔ خود میکند. این افسانهها باعث شده است تا کشتن این حیوان در فرهنگ محلی تابو باشد؛ هرچند تخریب زیستگاه همچنان نسل آنها را تهدید میکند.

۲. مارماهی برقی
در آبهای گلآلود و تاریک حوضهٔ آمازون، موجودی زندگی میکند که نامش لرزه بر اندام هر شناگری میاندازد؛ «مارماهی برقی» (Electric Eel). اگرچه نام آن «مارماهی» است، اما از نظر علمی این جانور در واقع نوعی «چاقوماهی» (Knifefish) محسوب میشود که شباهت ظاهریاش به مارها باعث این نامگذاری شده است. این موجود یک نیروگاه متحرک زنده است که روند تکامل، به آن سلاحی مرگبار و نامرئی هدیه داده است. حدود ۸۰ درصد از بدن دراز و استوانهای این جانور را اندامهای تولیدکننده الکتریسیته تشکیل میدهند که شامل هزاران سلول تخصصیافته به نام «الکتروسیت» است. این سلولها دقیقاً مانند باتریهای کوچک عمل میکنند و زمانی که با هم تخلیه شوند، میتوانند شوکی با ولتاژ ۶۰۰ تا ۸۰۰ ولت ایجاد کنند؛ قدرتی که برای از پا درآوردن یک اسب بالغ یا ایست قلبی در انسان کاملاً کافی است.
رفتار مارماهی برقی بسیار پیچیده و هوشمندانه است. آنها از پالسهای الکتریکی ضعیف برای ناوبری و پیدا کردن طعمه در آبهای کدر استفاده میکنند (مانند رادار)؛ اما زمانی که طعمهای را شناسایی کنند یا احساس خطر کنند، شوک ولتاژ بالا را آزاد میکنند. مطالعات اخیر نشان داده است که این جانوران حتی میتوانند با پیچیدن بدن خود به دور طعمه، شدت جریان الکتریکی را دوچندان کنند و عملاً شکار را در کسری از ثانیه فلج یا خشک کنند. نکتهٔ شگفتانگیز دیگر این است که آنها برای تنفس نیاز دارند هر چند دقیقه یکبار به سطح آب بیایند تا هوا بگیرند؛ زیرا در آبهای کماکسیژن آمازون زندگی میکنند. دیدن این موجود در طبیعت، یادآوری ترسناک از این واقعیت است که در آمازون، خطر همیشه دندان و پنجه ندارد و ترسناکتر اینکه گاهی نامرئی و شوکآور است.

۳. قورباغه شیشه ای
درحالیکه بسیاری از جانوران برای استتار از رنگهای محیط اطراف خود تقلید میکنند، «قورباغهٔ شیشهای» (Glass Frog) استراتژی کاملاً متفاوتی را در پیش گرفته است؛ شفافیت. این دوزیستان کوچک و ظریف که بیشتر شبگرد هستند، پوستی در ناحیهٔ شکم و سینه دارند که به طرز باورنکردنی شفاف است. اگر از پایین به یکی از این قورباغههای نشسته نگاه کنید، میتوانید تپش قلب کوچک، جریان خون در رگها، حرکت رودهها و حتی استخوانهای ظریفش را به وضوح ببینید. گویی طبیعت پوست آنها را فراموش کرده یا پنجرهای زنده رو به آناتومی داخلی بدنشان باز گذاشته است.
این ویژگی عجیب تکاملی به قورباغهٔ شیشهای کمک میکند تا وقتی روی برگهای سبز نشستهاند، سایهٔ کمتری ایجاد کنند و مرزهای بدنشان در نور محو شود؛ بدین ترتیب شکارچیان (مانند پرندگان و مارها) بهسختی میتوانند آنها را تشخیص دهند. برخلاف بسیاری از قورباغهها که تخمهای خود را در آب رها میکنند، قورباغههای شیشهای تخمهایشان را روی برگهای آویزان بر فراز جویبارها میگذارند. در اینجا، یک رفتار عجیب دیگر نمایان میشود؛ نرها وظیفهٔ محافظت از تخمها را بر عهده میگیرند و شبانهروز بالای سر آنها نگهبانی میدهند تا از خشک شدن تخمها جلوگیری کنند و آنها را از گزند حشرات انگلی در امان نگه دارند. زمانی که نوزادان از تخم بیرون میآیند، مستقیماً به داخل آب پایین میافتند. این موجودات شکننده، نمادی از زیبایی و ظرافت باورنکردنی حیات در جنگلهای بارانی هستند.

۴. پوتو
اگر در جنگلهای آمازون قدم بزنید، احتمال اینکه از کنار یک «پوتو» (Potoo) رد شوید و آن را نبینید، بسیار زیاد است. این پرندهٔ شبگرد که به نام «مرغ شب» یا «ارواح جنگل» نیز شناخته میشود، استاد بلامنازع استتار در دنیای پرندگان است. پوتو روزها را روی نوک شاخههای خشک و شکستهٔ درختان میگذراند و با چنان مهارتی بدن خود را صاف و بیحرکت نگه میدارد که تشخیص آن از چوب خشک تقریباً غیرممکن است. پرهای این پرنده با الگوهای خاکستری، قهوهای و سیاه، دقیقاً بافت پوست درخت را تقلید میکنند. آنها حتی با چشمان نیمهباز به محیط نگاه میکنند تا بازتاب نور در چشمان درشتشان، جایشان را لو ندهد.
اما غرابت پوتو تنها به ظاهر چوبیاش ختم نمیشود. این پرنده صدای آواز بسیار ترسناک و غمانگیزی دارد که شبیه به نالهای انسانی در دل تاریکی شب است و بسیاری از افسانههای محلی دربارهٔ ارواح سرگردان جنگل، ریشه در صدای این پرنده دارد. پوتو دهان بسیار گشادی دارد که در شبها از آن مانند یک تور برای شکار حشرات در حال پرواز استفاده میکند. نکتهٔ جالب دیگر این است که پوتو اصلاً لانه نمیسازد؛ پرندهٔ ماده تنها یک تخم سفید با لکههای بنفش را مستقیماً روی انتهای یک شاخهٔ شکسته یا حفرهٔ کمعمق تنهٔ درخت میگذارد و والدین به نوبت با تعادل و سکون مطلق روی آن مینشینند. دیدن یک پوتو با آن چشمان زرد و درشت و دهان باز در شب، تجربهای است که ترکیبی از طنز و وحشت را به همراه دارد.

۵. یوآکاری گر
در میان تمامی نخستیسانان آمازون، «یوآکاری گر» یا «میمون کچل» (Bald Uakari) با چهرهای که هیچ شباهتی به سایر میمونها ندارد، متمایز است. این میمون با صورتی کاملاً سرخ، بدون مو و جمجمهای که گویی پوستش مستقیماً روی استخوان کشیده شده است، ظاهری شبیه به یک موجود بیمار یا آفتابسوخته دارد. اما این قرمزی تند صورت، نه نشانهٔ بیماری، بلکه نشانهٔ سلامتی و قدرت است. در واقع، رنگ سرخ چهره ناشی از تجمع مویرگهای خونی در زیر پوست نازک صورت است و نشان میدهد که حیوان عاری از بیماریهای انگلی رایج در جنگل (مانند مالاریا) است. هرچه صورت یک یوآکاری سرختر باشد، جذابیت بیشتری برای جفتگیری دارد و اگر رنگ صورتش به پریدگی گرایش پیدا کند، نشانهٔ بیماری است و از گروه طرد میشود.
یوآکاریها دمی بسیار کوتاه و پشمالو دارند که برای میمونهای درختی یک ویژگی غیرمعمول است؛ زیرا اکثر میمونهای دنیای جدید از دم بلند خود برای گرفتن شاخهها استفاده میکنند. این جانوران اجتماعی در گروههای بزرگی زندگی میکنند که گاهی تعدادشان به ۱۰۰ عضو میرسد و اغلب در بالاترین لایههای درختان در جنگلهای دشت سیلابی «وارزیا» (Várzea) یافت میشوند. رژیم غذایی آنها نیز خاص است؛ فکهای قدرتمند یوآکاری به آنها اجازه میدهد تا پوستههای سخت و نارس میوهها و آجیلهای جنگلی را بشکنند که سایر حیوانات قادر به خوردنشان نیستند. ظاهر عجیب و انساننمای آنها با آن سر تاس و چهرهٔ برافروخته، همیشه مورد توجه گردشگران و جانورشناسان بوده است؛ اما متأسفانه به دلیل تخریب زیستگاه و شکار، این گونه در معرض خطر انقراض قرار دارد.

۶. ماهی کاندیرو
شاید هیچ موجودی در آمازون به اندازهٔ «کاندیرو» (Candiru) یا «ماهی خونآشام» ترسناک و بدنام نباشد. این ماهی کوچک، شفاف و کرممانند که طول آن به ندرت از چند سانتیمتر فراتر میرود، کابوس واقعی بومیان و ماجراجویان رودخانه است. کاندیرو یک انگل است که بهطور طبیعی از خون ماهیان بزرگتر تغذیه میکند. این ماهی با دنبال کردن رد آمونیاک و اورهای که از آبششهای ماهیان دیگر خارج میشود، طعمهٔ خود را پیدا میکند، وارد حفرهٔ آبشش آنها میشود، خارهای چترمانند روی سرش را باز میکند تا در جای خود ثابت شود و سپس شروع به مکیدن خون میزبان میکند.
اما شهرت وحشتناک کاندیرو به دلیل گزارشهایی (هرچند نادر) است که ادعا میکنند این ماهی ممکن است انسان را با ماهی اشتباه بگیرد. داستانهای ترسناکی وجود دارد که میگویند اگر شخصی در رودخانه ادرار کند، کاندیرو با ردیابی جریان اوره، وارد مجاری ادراری فرد میشود و با باز کردن خارهایش در آنجا گیر میکند؛ وضعیتی عجیب که درد و خونریزی وحشتناکی به همراه دارد و خارج کردن آن تنها با جراحی ممکن است. اگرچه بسیاری از دانشمندان معتقدند که موارد حمله به انسان بسیار نادرتر از آن چیزی است که در افسانهها گفته میشود و برخی آن را اغراقآمیز میدانند، اما ترس از این موجود ریزجثه باعث شده است بسیاری از افراد محلی حتی فکر شنا کردن در برخی مناطق رودخانه را نکنند. کاندیرو ثابت میکند که در آمازون، لزوماً بزرگترین حیوانات خطرناکترین آنها نیستند.

۷. هواتزین
«هواتزین» (Hoatzin) که به نام «پرندهٔ بدبو» (Stinkbird) نیز مشهور است، یکی از عجیبترین و باستانیترین پرندگان جهان است که دانشمندان آن را فسیلی زنده میدانند. این پرنده با ظاهری خاص، کاکلهای سیخسیخ نارنجی، چشمان آبی روشن و صورتی بدون پر، چهرهای ماقبل تاریخی دارد. اما ویژگی واقعاً عجیب هواتزین در سیستم گوارشی آن نهفته است. این پرنده تنها پرندهای در جهان است که رژیم غذاییاش تقریباً بهطور کامل از برگ گیاهان تشکیل شده است. برای هضم این حجم از فیبر، هواتزین سیستمی شبیه به معدهٔ گاو دارد؛ غذای خورده شده در چینهدان بزرگش تخمیر میشود. این فرآیند تخمیر باعث میشود که پرنده بوی بسیار تند و ناخوشایندی شبیه به کود تازه بدهد که دلیل نامگذاریاش به «پرندهٔ بدبو» است و البته همین بو باعث شده تا انسانها تمایلی به شکار آن نداشته باشند.
علاوه بر بوی بد، جوجههای هواتزین ویژگی منحصربهفرد دیگری دارند که یادآور اجداد دایناسوری پرندگان است. جوجهها روی بالهای خود دو پنجهٔ تیز و قلابمانند دارند. از آنجا که هواتزینها لانههای خود را روی شاخههای مشرف به آب میسازند، اگر خطری جوجهها را تهدید کند، آنها خود را به داخل آب میاندازند تا با شنا فرار کنند. سپس با استفاده از همین پنجههای بالی، دوباره از تنهٔ درخت بالا خود را میکشند و به لانه برمیگردند. این پنجهها با بلوغ پرنده از بین میروند. هواتزینها پروازکنندگان بسیار بدی هستند و بیشتر وقت خود را به استراحت و هضم غذا میگذرانند. صدای خسخس و نفسنفس زدن آنها در جنگلهای مانگرو و تالابهای آمازون، صدایی آشنا برای طبیعتگردان است.

۸. مورچه گلوله زن
در اعماق جنگلهای آمازون، حشرهای سیاه و نسبتاً درشت (حدود ۲٫۵ سانتیمتر) زندگی میکند که ملاقات با آن میتواند دردناکترین تجربهٔ زندگی هر انسانی باشد. «مورچهٔ گلولهزن» (Bullet Ant) که نامش را از شدت نیش خود گرفته است، صاحب قویترین نیش در میان تمام حشرات جهان است. قربانیان درد نیش این مورچه را با اصابت گلوله مقایسه کردهاند. بر اساس «شاخص درد اشمیت» که درد نیش حشرات را رتبهبندی میکند، نیش مورچهٔ گلولهزن در بالاترین رده (نمره ۴+) قرار دارد و درد آن بهصورت «موجهای سوزاننده، ضرباندار و تمامنشدنی که تا ۲۴ ساعت ادامه دارد» توصیف شده است؛ به همین دلیل محلیها به آن «مورچهٔ ۲۴ ساعته» نیز میگویند.
این مورچهها برخلاف بسیاری از گونهها، تهاجمی نیستند مگر اینکه تحریک شوند، و معمولاً بهصورت انفرادی روی تنهٔ درختان به دنبال شهد و حشرات کوچک میگردند. اما عجیبترین نکته دربارهٔ این موجود، استفاده از آن در آیینهای بلوغ قبیلهٔ «ساتره ماوه» (Sateré-Mawé) در برزیل است. در این رسم، پسران نوجوان برای اینکه تبدیل به مردانی جنگجو شوند، باید دستکشهایی بافتهشده از الیاف گیاهی را که پر از مورچههای گلولهزن زنده است (با نیشهای رو به داخل) دست کنند و برای دقایقی رقص و آواز آیینی را تحمل کنند، بدون آنکه اشکی بریزند. این درد فلجکننده و توهمزا، آزمونی برای شجاعت و استقامت در برابر سختیهای زندگی در جنگل است. مورچهٔ گلولهزن یادآوری میکند که در آمازون، احترام به کوچکترین موجودات، شرط اول بقاست.

۹. ماتاماتا
لاکپشت ماتاماتا (Mata Mata) یکی از عجیبترین خزندگان جهان است که ظاهری کاملاً ماقبل تاریخی دارد. این لاکپشت آب شیرین که در حوضهٔ آمازون و اورینوکو (Orinoco) یافت میشود، استاد استتار در آبهای کمعمق و گلآلود است. لاکِ آن شبیه تکهای پوستِ درختِ زبر و ناهموار است و سر و گردن پهن و مثلثیشکلش با زائدههای پوستی و برجستگیهایی پوشیده شده که دقیقاً شبیه به برگهای پوسیده و خاشاک کف رودخانه به نظر میرسد.
استراتژی شکار ماتاماتا منحصربهفرد است. این حیوان به جای تعقیب طعمه، ساعتها بیحرکت در کف آب منتظر میماند. وقتی ماهیِ کوچکی از نزدیکیاش عبور میکند، ماتاماتا دهان بزرگ خود را ناگهان باز و همزمان گلویش را منبسط میکند. این کار باعث ایجاد مکش شدیدی در آب میشود که ماهی را به سرعت به داخل دهانش میکشد؛ بدون اینکه نیاز باشد حتی یک گاز بزند، طعمه را درسته قورت میدهد. پوزهٔ بلند و لولهمانندش به او اجازه میدهد تا بدون بیرون آوردن کل سر از آب، مانند یک اسنورکل نفس بکشد و همچنان مخفی بماند.

۱۰. عنکبوت پرنده خوار جالوت
نام «عنکبوت پرندهخوار جالوت» (Goliath Birdeater) به تنهایی برای ایجاد وحشت کافی است؛ اما واقعیتِ آن از نامش هم ترسناکتر است. پرندهخوار جالوت بزرگترین عنکبوت جهان از نظر جرم و اندازهٔ بدن است که میتواند به اندازهٔ یک بشقاب غذاخوری (با احتساب پاها تا ۳۰ سانتیمتر) رشد کند. اگرچه نامش «پرندهخوار» است و توانایی شکار مرغمگسخوار را دارد، اما رژیم غذایی اصلیاش شامل حشرات بزرگ، قورباغهها و جوندگان کوچک است.
این عنکبوت برخلاف بسیاری از عنکبوتها تار نمیتند تا شکار کند؛ بلکه یک شکارچی کمینگر است که روی زمین زندگی میکند. دندانهای نیش آن حدود ۲ تا ۴ سانتیمتر طول دارند و قادرند پوست انسان را سوراخ کنند؛ اگرچه زهر آن برای انسان کشنده نیست و دردی شبیه نیش زنبور دارد. مکانیسم دفاعی اصلی پرندهخوار جالوت اما عجیبتر است؛ او با مالیدن پاهای عقب به شکمش، موهای بسیار ریز و خاردار (Urticating hairs) را به هوا پرتاب میکند که در صورت تماس با چشم یا پوست مهاجم، خارش و سوزش شدیدی ایجاد میکنند. علاوه بر این، این عنکبوت میتواند با مالیدن موهای پاهایش به هم، صدایی هیسمانند تولید کند که از فاصله چند متری شنیده میشود.

۱۱. قورباغه سمی طلایی
در میان جنگلهای بارانی کلمبیا در حاشیه آمازون، جواهر کوچکی میدرخشد که مرگبارترین حیوان روی زمین لقب گرفته است. «قورباغهٔ سمی طلایی» (Golden Poison Frog) رنگی زرد و درخشان دارد که در طبیعت پیامی واضح است: «به من نزدیک نشوید!» پوست تنها یک عدد از این قورباغههای ۵ سانتیمتری، حاوی سمی کافی برای کشتن ۱۰ تا ۲۰ انسان بالغ یا دو فیل آفریقایی است. سم موجود در پوست آنها (باتراکوتوکسین) مستقیماً بر سیستم عصبی اثر میگذارد و باعث فلج عضلات و ایست قلبی میشود.
نکتهٔ شگفتانگیز این است که این قورباغهها خودشان سم تولید نمیکنند و بهطرز عجیبی آن را از رژیم غذایی خاصشان (احتمالاً نوعی سوسک یا مورچه سمی) به دست میآورند. به همین دلیل، قورباغههایی که در اسارت پرورش مییابند، کاملاً بیخطر هستند. بومیان قبیلهٔ «امبرا» (Emberá) قرنهاست که از سم این قورباغه برای زهرآگین کردن نوک دارتهای شکار خود استفاده میکنند؛ آنها تنها با مالیدن نوک دارت به پشت قورباغه، سلاحی مرگبار میسازند که اثرش تا سالها باقی میماند.

۱۲. ماهی آراپایما
«آراپایما» (Arapaima) که به «پیراروکو» (Pirarucu) نیز شهرت دارد، غول رودخانههای آمازون و یکی از بزرگترین ماهیان آب شیرین جهان است که طولش به ۳ متر و وزنش به ۲۰۰ کیلوگرم میرسد. این ماهی بدنی زرهپوش دارد؛ فلسهای بزرگ و سخت آن چنان مقاوماند که حتی دندانهای تیز پیرانا هم نمیتواند در آنها نفوذ کند. گوشت لذیذ و بدون استخوان آن باعث شده است تا به آن لقب «گاو آمازون» بدهند و متأسفانه به شدت صید شود.
اما ویژگی که آراپایما را در لیست عجیبترینها قرار میدهد، سیستم تنفسی باستانی آن است. این ماهی علاوه بر آبشش، دارای کیسه شنایی است که تغییر شکل یافته است و شبیه به شش عمل میکند. از آنجا که آبهای آمازون در فصول گرم دچار کمبود اکسیژن میشوند، آراپایما مجبور است هر ۱۰ تا ۲۰ دقیقه یکبار به سطح آب بیاید و با صدای بلند و مشخصی هوا را ببلعد. این ویژگی تکاملی به او اجازه میدهد در آبهایی زندگی کند که سایر ماهیها در آن میمیرند؛ اما همزمان او را در برابر صیادان انسان که منتظر دیدن او در سطح آب هستند، آسیبپذیر کرده است.

۱۳. مورچه خوار غول پیکر
«مورچهخوار غولپیکر» (Giant Anteater) با ظاهری که انگار از ترکیب چند حیوان ساخته شده، یکی از عجیبترین پستانداران آمازون است. این جانور پوزهای بسیار کشیده و لولهای شکل دارد که دهانی کوچک در انتهای آن قرار گرفته است. او دندان ندارد؛ اما زبانی کرممانند و چسبناک به طول ۶۰ سانتیمتر دارد که میتواند آن را تا ۱۵۰ بار در دقیقه به داخل لانههای موریانه و مورچه فرو ببرد و بیرون بکشد. دم پرپشت و جارومانندش نیز هنگام خواب مانند پتویی روی بدنش را میپوشاند تا او را گرم نگه دارد و استتار کند.
این حیوان با وجود ظاهر آرام و رژیم غذایی حشرهخواری، میتواند بسیار خطرناک باشد. پنجههای جلویی او که برای شکافتن تپههای سفت موریانه تکامل یافتهاند، حدود ۱۰ سانتیمتر طول دارند و مانند تیغ تیز هستند. مورچهخوار غولپیکر هنگام احساس خطر روی پاهای عقب میایستد و با پنجههای قدرتمندش ضرباتی مرگبار میزند که حتی جگوارها و پوماها نیز از آن هراس دارند. او هنگام راه رفتن برای محافظت از تیزی ناخنهایش، روی مفاصل انگشتان دست راه میرود که حالتی عجیب و گوریلمانند به راه رفتنش میدهد.

۱۴. تنبل سه انگشتی
تنبلها نماد کندی در طبیعت هستند؛ اما این کندی استراتژی بقای آنهاست. «تنبل سهانگشتی» (Three-toed Sloth) چنان آهسته حرکت میکند که خز بدنش به زیستگاهی برای رشد جلبکهای سبز تبدیل میشود؛ این جلبکها به استتار حیوان در میان برگهای سبز کمک میکنند و البته منبع غذایی مکملی برای او هستند (تنبلها گاهی جلبک روی بدن خود را میلیسند). متابولیسم بدن آنها بهقدری پایین است که هضم یک وعده غذایی ممکن است تا یک ماه طول بکشد و آنها تنها هفتهای یک بار برای دفع فضولات با خطری بزرگ از درخت پایین میآیند.
عجیبترین نکته درباره تنبلها، آناتومی گردن آنهاست. برخلاف تقریباً تمام پستانداران که ۷ مهره گردنی دارند (از موش تا زرافه)، تنبلهای سهانگشتی ۹ مهره گردنی دارند. این ویژگی استثنایی به آنها اجازه میدهد سر خود را تا ۲۷۰ درجه بچرخانند و بدون حرکت دادن بدن، محیط اطراف را ببینند که برای حیوانی که هر حرکتش انرژی زیادی میطلبد، حیاتی است. آنها شناگران ماهری هستند و میتوانند نفس خود را تا ۴۰ دقیقه زیر آب نگه دارند؛ مهارتی که در جنگلهای سیلابی آمازون بسیار کارآمد است.

۱۵. تامارین امپراتور
میمون کوچک و بانمک «تامارین امپراتور» (Emperor Tamarin) که در جنوب غربی حوضه آمازون زندگی میکند، به خاطر سبیلهای سفید، بلند و تابدارش که شبیه سبیلهای امپراتور ویلهلم دوم آلمان است، نامگذاری شده است. گفته میشود ابتدا این نام به شوخی توسط جانورشناسان استفاده شد؛ اما بعدها رسمی شد. این سبیلهای باشکوه که هم در نرها، هم مادهها وجود دارد، ظاهری موقر و درعینحال کمیک به آنها بخشیده است.
تامارینهای امپراتور موجوداتی اجتماعی و بسیار بازیگوش هستند که در گروههای خانوادگی زندگی میکنند. نکتهٔ جالب در رفتار آنها، سیستم مادرسالاری و اشتراک در نگهداری فرزندان است. پس از تولد نوزادان (که معمولاً دوقلو هستند)، پدر و سایر نرهای گروه وظیفهٔ اصلی حمل و مراقبت از آنها را بر عهده میگیرند و مادر تنها زمان شیر دادن نوزادان را تحویل میگیرد. این تقسیم وظایف به ماده اجازه میدهد تا انرژی از دست رفته را بازیابی کند. آنها همچنین با گونههای دیگر میمونها (مانند تامارین زینی) ائتلاف تشکیل میدهند تا با هم در برابر شکارچیان هوشیار باشند و قلمرو را حفظ کنند.

۱۶. کاکل خروسی آندی
اگرچه بیشتر در دامنههای آند و حاشیه آمازون یافت میشود، اما «کاکلخروسی آندی» (Andean Cock-of-the-rock) یکی از عجیبترین و زیباترین ساکنان این منطقه است. کاکلخروسی آندی نر با پرهای نارنجی یا قرمز درخشان و تاج هلالیشکل و بزرگی که تقریباً تمام منقارش را میپوشاند، ظاهری فرازمینی دارد. این تاج عجیب همیشه باز است و شبیه یک دیسک رنگی روی سرش به نظر میرسد.
شهرت اصلی این پرنده به خاطر نمایشهای جفتگیری (Lek mating) است. نرها در گروههایی جمع میشوند و در مکانی مشخص، نمایشی پرشور اجرا میکنند؛ آنها بالا و پایین میپرند، بالهایشان را باز میکنند، صداهای عجیب و ناهنجاری شبیه خرخر درمیآورند و سرشان را تکان میدهند تا توجه مادهها را جلب کنند. مادهها که رنگی قهوهای و ظاهری ساده دارند، تماشا میکنند و بهترین رقصنده را انتخاب میکنند. پس از جفتگیری، ماده بهتنهایی لانهسازی و جوجهها را بزرگ میکند و نرها دوباره به میدان رقص بازمیگردند. این پرنده، پرنده ملی پرو نیز محسوب میشود.

۱۷. عنکبوت های اجتماعی
وقتی به عنکبوت فکر میکنیم، معمولاً موجودی منزوی را تصور میکنیم. اما در آمازون گونههایی از عنکبوتها (مانند Anelosimus eximius) وجود دارند که رفتاری شبیه به مورچهها یا زنبورها دارند. آنها در کلونیهای عظیمی زندگی میکنند که میتواند شامل هزاران عنکبوت باشد. «عنکبوتهای اجتماعی» (Social Spiders) با همکاری هم تارهای غولپیکری میبافند که گاهی چندین متر طول دارد و میتواند درختان بزرگی را بپوشاند.
زندگی اجتماعی به آنها قدرتی میدهد که یک عنکبوت تنها هرگز نخواهد داشت. آنها با هماهنگی کامل شکار میکنند؛ وقتی حشرهای بزرگ (مانند ملخ یا پروانه) در تار گیر میافتد، دهها عنکبوت همزمان به سمت آن هجوم میبرند تا شکار را مهار کنند. این همکاری به آنها اجازه میدهد طعمههایی بسیار بزرگتر از جثه خود را شکار کنند. آنها همچنین در نگهداری از تخمها و نوزادان با هم همکاری میکنند. دیدن تارهای عظیم و اشتراکی آنها در جنگل که صدها عنکبوت روی آن در حال حرکت هستند، منظرهای هم ترسناک و هم تحسینبرانگیز از قدرت کار گروهی در طبیعت است.

۱۸. مارمولک باسیلیسک
«مارمولک باسیلیسک معمولی» (Common Basilisk) خزندهای سبز رنگ و زیباست که توانایی خارقالعادهاش باعث شده لقب «مارمولک عیسی مسیح» (Jesus Christ Lizard) را بگیرد؛ او میتواند روی آب راه برود! این مارمولک وقتی احساس خطر کند، روی پاهای عقب خود بلند میشود و با سرعتی باورنکردنی (تا ۱٫۵ متر در ثانیه) روی سطح آب میدود تا از دست شکارچیان فرار کند.
راز این توانایی در پاهای عقب او نهفته است؛ انگشتان پاهای عقب دارای پردههای پوستی حاشیهای هستند که هنگام برخورد با آب باز میشوند و سطح تماس را افزایش میدهند. ضربات سریع پا به آب حبابهای هوا ایجاد میکند که نیروی لازم برای نگه داشتن مارمولک روی سطح را فراهم میکند. او میتواند مسافتی حدود ۴ تا ۵ متر را روی آب بدود، پیش از اینکه جاذبه غلبه کند و مجبور به شنا شود. این نمایش خیرهکننده از فیزیک و بیولوژی، یکی از صحنههای کلاسیک مستندهای حیات وحش آمازون است.

پرسشهای متداول



{{totalCount}} دیدگاه