تاریخی مختصر از ساخت و فروپاشی دیوار برلین

بلیط هواپیما ایوار

بنر تبلیغاتی تورهای پاییز و زمستان 98

دیوار برلین بنایی فراموش‌نشدنی از دوران جنگ سرد در آلمان است که به آن نام «پرده آهنین» داده‌اند.

«آقای گورباچف! این دیوار را خراب کنید.»

رونالد ریگان، رئیس جمهور ایالات متحد

هنگامی که در ژوئن ۱۹۸۷ رونالد ریگان این سخنان را خطاب به میخائیل گورباچف رهبر شوروی می‌گفت، عده‌ی اندکی می‌توانستند باور کنند که فقط دو سال بعد، دیوار برلین واقعا تخریب خواهد شد. دیوار برلین به نظر سازه‌ای دائمی می‌رسید که نماد جدایی و تقسیم پایان‌ناپذیر میان دو قدرت اصلی در جنگ سرد بود. اما با فرارسیدن سال ۱۹۹۰، چیزی جز چند اثر کوچک از دیوار باقی نماند.

 تقسیم شدن یک ملت و یک شهر

پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم، نیروهای متفقین هر کدام بخش‌هایی از این کشور را تحت کنترل خود درآوردند. در سال ۱۹۴۹، دو آلمان تحت اشغال نیروهای متفقین ظهور کرد: اولی جمهوری فدرال آلمان، (شناخته شده به‌عنوان آلمان غربی)، کشوری دموکراتیک که از مناطق انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی تشکیل شده بود و دومی جمهوری دموکراتیک آلمان یا GDR (شناخته شده به‌عنوان آلمان شرقی)، دولتی سوسیالیستی که تحت رهبری اتحاد جماهیر شوروی اداره می‌شد.

شهر برلین کاملا داخل قسمت شرقی آلمان قرار داشت، اما به‌عنوان پایتخت سابق امپراتوری هیتلر، وضعیت ویژه‌ای پیدا کرد. این شهر پس از جنگ بین چهار قدرت اصلیِ متفقین (شوروی، امریکا، فرانسه، انگلیس) تقسیم شد و دو بخش شرقی و غربی آلمان را تشکیل داد. شرق برلین پایتخت آلمان شرقی شد و پایتخت جدید آلمان غربی را در بُن، بنا نهادند. اما سمت غربی شهر برلین که بخش‌های انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی در بر می‌گرفت، به‌طور موثری نماینده آلمان غربی در دل آلمان شرقی شد.

دیوار برلین

شاید تعجب برانگیز باشد اگر بدانید در دهه اول پس از تقسیم کشور به دو بخش، مرز بین قسمت شرقی و غربی برلین به‌طور کامل باز بود. به غیر از استفاده از مرزهای مختلف، بخش شرقی و غربی برلین تقریبا یکی و غیرقابل تشخیص بودند. تراموای شهر هم بین هر دو بخش حرکت می‌کرد و مردم می‌توانستند دوستان و خویشاوندان خود را در بخش دیگر شهر ملاقات کنند.

رفته‌رفته در خارج از شهر برلین، تفاوت بین دو آلمان به‌طور فزاینده‌ای افزایش یافت. آلمان غربی با کمک‌ها و یارانه‌های قدرت‌های غربی نوعی شکوفایی اقتصادی را تجربه کرد که به «معجزه اقتصادی» (Wirtschaftswunder) موسوم شد؛ در حالی‌که آلمان شرقی از لحاظ اقتصادی با مشکلات جدی مواجه بود. طی دهه ۱۹۵۰، چندین میلیون نفر در جستجوی شغل و کیفیت زندگی بهتر از شرق به غرب مهاجرت کردند. در واکنش به این وضعیت، دولت آلمان شرقی، با ترس از دست دادن نیروی کار خود و همچنین شرم ناشی از افزایش موج مهاجرت، تصمیم گرفت محدودیت‌هایی در سفر شهروندانش به بخش غربی اعمال کند؛ که مرتب سخت‌تر و سخت‌تر می‌شد.

با دشوار شدن مهاجرت از آلمان شرقی، مرز باز داخلی غرب برلین، تنها راه خروجِ کسانی بود که مایل بودند از شرق به غرب مهاجرت کنند. برلین شرقی همچنین به عنوان «ویترینی برای غرب» عمل می‌کرد و مصرف‌گرایی غربی و لیبرال دموکراسی درون پایتخت کمونیست آلمان شرقی را به‌رخ می‌کشید. مهم‌تر از همه، برلین به محل اصلی درگیری سیاسی بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی بدل شده بود که رهبران آن حالا یکدیگر را با جنگ هسته‌ای تهدید می‌کردند. برلین درست مثل یک جهان کوچک، از گرمای جنگ سرد داغ می‌شد.

دیوار برلین

ساخت شبانه

صبحِ ۱۳ آگوست سال ۱۹۶۱، برلینی‌ها از خواب بیدار و متوجه شدند که یک‌شبه، سربازان به‌طور کامل مرزهای بین دو بخش شهر را با استفاده از سیم خاردار به دو قسمت تقسیم کرده‌اند. بدون هیچ هشدار و اطلاع قبلی مسیر حرکت تراموا بین دو بخش شرقی و غربی متوقف شد و نیروهای نظامی مردمی را که هر روز به فروشگاه یا دیدار دوستانشان در بخش دیگر  شهر می‌رفتند، متوقف می‌کردند. طی ۲۵ سال آینده، GDR این مرز را با احداث مجموعه‌ای از دیوارهای محکم و موانع سیم خاردار و همچنین «نوار مرگ» که شامل کارگزاری مین و تله برای جلوگیری از فرار مردم بود، تقویت کرد. در طول چهار دهه‌ی آینده بیش از ۱۴۰ نفر در ارتباط با دیوار برلین کشته شدند.

دیوار برلین نه تنها مانع از حرکت آزادانه‌ی مردم در سراسر شهر می‌شد، بلکه اساسا در ویژگی‌های دو قسمت شهر تغییراتی ایجاد کرد. سیستم‌هایی مانند آب، برق، فاضلاب و حمل و نقل عمومی به ناچار باید جدا می‌شدند. از آنجا که دیوار برلین از مرکز شهر عبور می‌کرد، توسعه شهری در نقاط دیگرِ شهر صورت می‌گرفت. مرکز تاریخی شهر برلین که از دوران باروک به‌جای مانده بود و در حومه‌ی غربی شرق برلین و در امتداد دیوار قرار داشت؛ تقریبا به یک بخش فراموش‌شده تبدیل شد و مراکز جدید دیگری در غرب و شرق دیوار شکل گرفت.

دیوار برلین

یک نماد سیاسی

با گذشت زمان، نقاط خاصی در کنار دیوار برلین به نمادهای شناخته‌ شده‌ای از تقسیم شهر به دو بخش بدل شدند. چِک پوینت چارلی (Checkpoint Charlie) یک گذرگاه مرزی بین مناطق تحت تسلط آمریکا و شوروی بود که به‌خاطر تابلویی مشهور شد که به وضوح اعلام می‌کرد: «شما در حال ترک بخش آمریکایی هستید». دیوار مقابل دروازه براندنبورگ، طاق پیروزی برلین متعلق به دوره باروک نیز اغلب مورد توجه بوده و عکس‌برداری می‌شد. پوتسدامر پلاتس (Potsdamer Platz)‌ که در طول سال‌های وایمار یک مرکز تجاری پررونق به‌شمار می‌رفت اما بعد از بمباران سنگین در جنگ جهانی دوم، بی‌روح و ویران شد، یکی از بزرگترین مناطق باز در کنار دیوار برلین بود. بیلبوردی که تصویر این منطقه را در گذشته نشان می‌داد و در سمت غرب نصب شده بود، به یک مقصد محبوب برای گردشگران مبدل شد.

نقاطی که اغلب از آن‌ها عکس‌برداری شده‌ است دو کارکرد همزمان داشتند؛ هم وسیله‌ای بود برای ارضای کنجکاوی غربی‌ها، و هم نماد رفتار بی‌رحمانه و سرکوبی که آلمان شرقی و اتحاد جماهیر شوروی اعمال می‌کردند. نزدیکی آنها به غرب دموکراتیک برلین، جنگ سرد به خانه آورده بود: در برابر جنگ‌هایی که در «جاهای دیگر» اتفاق می‌افتد (مانند جنگ‌ها و درگیری‌هایی که ایالات متحد امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در ویتنام و افغانستان با هم داشتند‌)، حال این اتفاق در آستانه اروپای غربی در حال رخ دادن بود.

دیوار برلین

دیوار برلین همچنین به وسیله هنری که در سمت غربی آن شکل گرفت به یک نماد قوی بدل شد. برلین غربی به عنوان یک نقطه سیاسی، محلی شد که بسیاری از رادیکال‌های اجتماعی و هنرمندان آنجا را خانه خود می‌دانستند. در اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، دولت آلمان شرقی یک دیوار بلند ۱۲ فوتی و قابل دفاع را جایگزین موانع درهم و برهمی کرد که طی سال‌ها ساخته شده بود. طرف غربی این دیوار جدید، به سطحی عالی برای نقاشی‌های دیواری و گرافیتی بدل شد و هنرمندان خیابانی از سراسر جهان به برلین رفتند تا نشان خود را بر روی آن باقی گذارند.

تیِری نوآر (Thierry Noir) هنرمند فرانسوی یکی از مشهورترین کسانی است که دیوار برلین را در دهه ۱۹۸۰ نقاشی کرده است. او امروزه هم نقاشی‌هایش را در سبک خود به نمایش می‌گذارد که به نوعی تبدیل به امضایش نیز شده است. نقاشی‌های او اغلب شامل سرهای بلند کارتونی با لب‌های بزرگ، بر روی قطعات باقی مانده‌ی دیوار و دیگر نقاط است. دیگر هنرمندان شناخته شده‌ی بین‌المللی مانند کیت هارینگ (Keith Haring)، هنرمند امریکایی، نیز در این زمان روی دیوار برلین نقاشی کشیدند.

گرافیتی بر روی دیوار برلین تنها برای کسانی‌که در سمت غرب برلین زندگی می‌کردند، قابل دیدن بود. در آلمان شرقی، این دیوار به‌طور رسمی «دیوار حافظ ضد فاشیستی» خوانده می‌شد. با وجود این‌که آن‌دسته از افرادی که سعی می‌کردند از این مانع عبور کنند، کشته، زندانی یا شکنجه می‌شدند؛ تبلیغات رسمی GDR ادعا می‌کرد که دیوار برلین راهی برای حفاظت از آلمانی‌های شرقی و بیرون نگه داشتن فاشیسم است. از آن جایی‌که حتی نزدیک شدن به دیوار خطرناک بود، بسیاری از افراد در برلین شرقی تصمیم گرفتند آن را در زندگی روزمره خود نادیده بگیرند.

دیوار برلین

سقوط دیوار برلین

در طول دهه ۱۹۸۰، اتحاد جماهیر شوروی به‌تدریج از بسیاری از سیاست‌هایش عقب‌نشینی کرد؛ همچنین کنترل خود را بر کشورهای پشت «پرده آهنین» کاهش داد. در سال ۱۹۸۹، مجارستان (یک کشور تحت نفوذ شوروی مانند آلمان شرقی) مرزهای خود را باز کرد و راه رفتن به غرب برای هزاران نفر از ساکنین آلمانی شرقی ممکن شد. همچنین تظاهرات علیه دولت کمونیستی در سراسر آلمان شرقی آغاز شد. در نهایت، در تاریخ ۹ نوامبر همین سال، مقامات آلمان به‌طور ناگهانی اعلام کردند که مرز بین شرق و غرب باز خواهد بود.

دیوار برلین

این اخبار به سرعت در سراسر آلمان و جهان پخش شد. ساکنین برلین شرقی در ترکیبی از شادمانی و بهت، از طریق ایست‌های بازرسی به سمت غرب روانه شدند و با شادی، مورد استقبال برلین غربی قرار گرفتند. به‌زودی، مردم شروع به حمله و شکستن دیوار کردند و «سقوط» دیوار به یکی دیگر از نمادهای جنگ سرد بدل شد: پرده آهنین سقوط کرد. بیش از ۲ میلیون نفر از شرق برلین در آخر هفته برای شرکت در مراسم جشنی که یکی از روزنامه‌نگاران آن را با عنوان «بزرگترین جشنواره خیابانی در تاریخ جهان» خوانده بود، از غرب برلین بازدید کردند. مردم از چکش برای از بین بردن تکه‌های دیوار استفاده می‌کردند.

در طول یک سال آینده، بیشتر قسمت‌های دیوار برلین توسط دیواربُرهایی که قطعاتی از آن را به‌عنوان سوغاتی‌ جدا می‌کردند و می‌فروختند یا بولدوزرها و جرثقیل‌های دولت آلمان شرقی تکه‌تکه و برچیده شد. دو سال بعد، در ۳ اکتبر ۱۹۹۰، دو قسمت آلمان شرقی و غربی رسما دوباره به هم پیوستند و پایتخت آلمان به‌طور قانونی احیا شد. در این زمان یک برلینی با اسپری روی تکه‌ای از دیوار نوشت: «فقط امروز، جنگ واقعا به پایان رسیده است.»

دیوار برلین

دیوار برلین کجاست؟

سی سال پس از سقوط دیوار برلین، این محل هنوز هم یکی از برجسته‌ترین نقاط دیدنی برای بازدیدکنندگان شهر برلین است. اکثر بخش‌های دیوار از منظر شهری پاک شده است، اما چندین سایت باقی گذاشته شد تا وجود آن را یادآوری کند. امروزه در شهر برلین یک راه سنگ‌فرش شده‌ی دو طرفه‌ای وجود دارد که مسیر سابق دیوار را نشان می‌دهد.

تابلوهای اطلاع رسانی و نشان‌گرهای یادبود در سراسر مرکز شهر برای توضیح تاریخ دیوار و به افتخار و یاد کسانی که برای عبور از آن کوشش کردند، نصب شده است. تنها در شمال مرکز شهر، نواری از سیستم مرزی  کاملا محفوظ مانده است، از جمله یک برج نگهبانی و یک «نوار مرگ»، همراه با یک موزه و مرکز اطلاعات کوچک.

امروزه دیدنی‌ترین و پربازدیدترین بخش از دیوار در برلین، نواری طولانی از دیوار پوشیده شده از نقاشی‌های دیواری واقع در انتهای محله‌ی سابق شرق برلین است که به «گالری جبهه شرقی» مشهور است و حدود ۱.۳ کیلومتر در طول رودخانه گسترش یافته است. این بخش از دیوار به همت یک نقاش ایرانی به نام «کانی علوی» که در آن زمان در برلین زندگی می‌کرد، حفظ شد. علوی و گروهی از هنرمندان بین‌المللی در سال ۱۹۹۰ و در مدت زمان اندکی پس از بازگشایی مرز بین دو بخش برلین، بخش شرقی دیوار (از این رو نام «گالری جبهه شرقی» به خود گرفته است) را نقاشی کردند.

دیوار برلین

چند نقاشی دیواری از نقاط شرقی (در حال حاضر ۱۰۱ نقاشی) وجود دارد که به‌طور ویژه‌ای مشهور شده‌اند. یکی از این‌ها نقاشی‌ای با عنوان «خداوندا، به من کمک کن تا این عشق مرگبار را زنده نگه دارم» است که توسط هنرمند روس «دیمیتری وروبل» نقاشی شده است. این نقاشی تصویری از رهبر اتحاد جماهیر شوروی و رهبر حزب دموکرات آلمان «لئونید برژنف» و «اریش هونکر» را در حال بوسیدنِ یکدیگر نشان می‌دهد. این نقاشی دیواری بسیاری از بینندگان را با ارائه تصویری بزرگ از دو مرد مسن در وضعیتی عاشقانه شُوک‌زده می‌کند. تصویر به‌طور مستقیم به روابط سیاسی بین آلمان شرقی و اتحاد جماهیر شوروی اشاره دارد. عنوان نقاشی که در بالا و پایین به زبان‎های روسی و آلمانی نوشته شده، گویی با نگاهی انتقادی یا طنزآمیز به این قطعه اضافه می‌کند: چه کسی امیدوار است این دوستی «زنده بماند»؟ چرا باید این را یک عشق «مرگبار» دانست؟

یکی دیگر از نقاشی‌های مشهور گالری شرقی اثر «بریجیت کیندر» است و «بهترین را امتحان کنید» نام دارد. این نقاشی تصویری از اتومبیل ترابانت (خودرویی که در آلمان شرقی تولید می‌شد) را نشان می‌دهد که در حال شکستن دیوار برلین است.

با وجود از بین رفتن دیوار برلین، مسئله‌دارترین میراث دیوار برلین اما چیزی فیزیکی نیست. هنوز در ذهن بسیاری دیواری وجود دارد که جدایی آلمانی‌های شرقی سابق (اوسیس‌ها) از آلمانی‌های غربی سابق (وِسیس‌ها) را ممکن می‌کند. امروزه در شرق سابق همچنان آمار بیکاری و فقر بالاتر است. اگرچه تقسیمات برلین کنار گذاشته شده است، اما تقسیمات اجتماعی و اقتصادی مداوم بین دو نیمه‌ی کشور هنوز جا دارد تا بهبود یابد.

دیوار برلین

منبع: history khanacademy
تگ ها تاریخ

تورهای مرتبط

کاراکتر باقی مانده

دیدگاه ها