امیل زولا بنیان گذار ادبیات ناتورالیست

بلیط هواپیما ایوار

تورهای نوروز 99

امیل زولا یکی از برجسته‌ترین رمان‌نویسان فرانسوی بود که به خاطر نظریه‌های ناتورالیسم و فعالیت‌های سیاسی‌اش شهرت دارد.

امیل زولا، در دوم آوریل سال ۱۸۴۰ در پاریس متولد شد. او یک رمان‌نویس، منتقد و فعال سیاسی بود و مهم‌ترین رمان‌نویس اواخر قرن نوزدهم فرانسه نیز محسوب می‌شود. او را به خاطر نظریه‌های ناتورالیستی‌اش می‌شناسند.

زندگی

اگر چه زولا در سال ۱۸۴۰ در پاریس متولد شد، اما بیشتر جوانی‌اش را در «اکس آن پروانس» (Aix-en-Provence) در جنوب کشور فرانسه سپری کرد. پدر او در آنجا یک مهندس شهرسازی بود و روی پروژه ساخت یک سیستم آب‌رسانی شهری کار می‌کرد. پدر در سال ۱۸۴۷ درگذشت و همسر و پسرش را در مشکلات مالی تنها گذاشت. زولا در اکس همکلاسی نقاش معروف، پل سزان، بود که بعدها در پاریس به او پیوست و به گروه نقاشان امپرسیونیست معرفی شد.

امیل زولا

اگر چه زولا تحصیلات مدرسه را در دبیرستان «سن لویی» پاریس به پایان رساند، دو بار در امتحان دیپلم که پیش نیاز ادامه تحصیلش بود، رد شد. او نهایتاً در سال ۱۸۵۹ مجبور شد به‌دنبال کار برود. زولا بیشترِ دو سال بعدی خود را در بی‌کاری و فقر شدید به‌سر برد و زندگی‌اش را با گرو گذاشتن اموالش می‌گذارند. داستانی تائید نشده نیز وجود دارد که ادعا می‌کند او با شکار گنجشک‌های لب پنجره‌اش زندگی می‌کرد. نهایتاً در سال ۱۸۶۲ زولا توانست به عنوان منشی یک انتشارات به نام «ال. سی. اف. اَشِت» (L.C.F. Hachette) استخدام شده و کمی بعد به دپارتمان تبلیغات ترفیع بگیرد. زولا برای اینکه درآمد کمکی‌ برای خود فراهم کند و تأثیری هم در دنیای ادبی داشته باشد، شروع به نوشتن مقاله در باب موضوعات داغ روز برای روزنامه‌های مختلف کرد. او همچنین به نوشتن داستان‌هایی که از زمان قدیم به آن علاقه داشت، ادامه داد. در سال ۱۸۶۵، زولا اولین رمان خود به نام «اعترافات کلود» را منتشر کرد. این داستان که تا حدی به زندگی واقعی زولا ربط داشت، توجه عموم مردم و پلیس و حتی عدم رضایت کارفرمای او را جلب کرد. البته او که به عنوان نویسنده موقعیت و شهرت خود را به ثبات قابل قبولی رسانده بود، می‌توانست از خود و مادرش حمایت مالی کند و برای دنبال کردن علاقه‌اش به دنیای ادبیات، حرفه‌اش در انتشارات «اشت» را رها کرد.

امیل زولا

در سال بعد زولا حرفه خود در خبرنگاری را دنبال و دو رمان دیگر به نام‌های «ترز رَکَن» (Thérèse Raquin) و «مادلن فرا» (Madeleine Férat) را منتشر کرد. رمان اول، داستانی تاریک از قتل و وقایع پس از آن بود که هنوز هم مورد توجه است و دومین کتاب، تلاشی ناموفق برای به کار بردن اصول وراثت در رمان بود. این علاقه زولا به علم باعث شد در پاییز سال ۱۸۶۸ ایده مجموعه سریالی بزرگ‌تر از رمان، شبیه به «کمدی انسانی» بالزاک به ذهن او برسد. پروژه زولا در اصل شامل ۱۰ رمان بود که هر کدام عضوی متفاوت از یک خانواده بودند و به مرور توسعه یافتند تا به ۲۰ جلد به نام‌ «روگون ماکار» (Rougon-Macquart) تبدیل شدند.

«بخت خانواده روگون» اولین مجموعه رمانی بود که در سال ۱۸۷۰ به‌صورت سریالی منتشر شد. انتشار این مجموعه با آغاز جنگ فرانکو-آلمانی در ماه جولای همزمان شد و نهایتاً تا اکتبر سال بعد به تعویق افتاد. زولا به تولید این بیست رمان ادامه داد و تا سال ۱۸۹۳ با انتشار یک رمان در سال توانست مجموعه‌اش را به پایان برساند.

امیل زولا

در دهه ۱۸۶۰ و ۷۰ زولا در مقاله‌هایی که در روزنامه می‌نوشت به دفاع از سزان و امپرسیونیست‌ها نیز می‌پرداخت. در این دوره او یکی از اعضای همیشه حاضر دورهمی‌های هفتگی نقاشان در استودیوها و کافه‌های مختلف بود. در همین دورهمی‌ها بود که نظریه‌های هنری و روابط بالقوه میان آن‌‌ها با قوت مورد بحث قرار می‌گرفت. البته دوستی زولا و سزان و سایر هنرمندان به‌طرز غیرقابل بازگشتی با انتشار رمان «شاهکار» در سال ۱۸۸۶ آسیب دید. این رمان، زندگی یک نقاش نوآور را به‌تصویر می‌کشد که توانایی واقعیت بخشیدن به پتانسیل خلاق خود را ندارد و نهایتاً خود را روبه‌روی آخرین نقاشی‌اش دار می‌زند. سزان به‌طور خاص این رمان را یک تغییر چهره سطحی از خلقیات و استعداد خود پنداشت و به خاطر آن رابطه‌اش با زولا برای همیشه خراب شد.

در سال ۱۸۷۰، زولا با «گابریل-الکساندر مولی» (Gabrielle-Alexandrine Meley) که به مدت پنج سال همراه و دوست صمیمی‌اش بود، ازدواج کرد. این زوج جوان از مادر زولا مراقبت می‌کردند. در اوایل دهه هفتاد زولا روابط ادبی خود را گسترش داد و به‌طور مرتب با «گوستاو فلوبر»، «ادموند گونکور»، «آلفونس دوده»، «ایوان تورگنیف» و تمام رمان‌نویسان موفقی که در عرصه تئاتر با شکست مواجه شده و نام «نویسندگان خاموش» را به خود اختصاص داده بودند، دیدار می‌کرد.

از سال ۱۸۷۸ خانه زولا در «مدان» (Médan) در کنار رودخانه سن و فاصله کمی از پاریس میزبان گردهمایی گروهی از شاگردانش شده بود که از میانشان می‌توانیم به «گی دو موپاسان» و «ژوری-کارل هویسمان» اشاره کنیم. آن‌ها در کنار هم در سال ۱۸۸۰ مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه به نام «شب‌های مدان» را منتشر کردند.

امیل زولا

زولا به‌عنوان بنیان‌گذار و معروف‌ترین عضو جنبش ناتورالیست، رساله‌های متعددی برای توضیح نظریه‌هایش در زمینه هنر منتشر کرد که از میان آن‌ها می‌توانیم به «رمان تجربی» و «رمان‌نویسان ناتورالیست» اشاره کنیم. ناتورالیسم شامل کاربرد دو اصول علمی در ادبیات است:‌ یکی این باور که شخصیت، خلق و نهایتاً رفتار همگی با نیروی اجباری وراثت، محیط و دوره تاریخی شکل می‌گیرد و دومی نیز روشی تجربی است که مستلزم ثبت بی‌طرفانه اطلاعات دقیق در محیطی کنترل شده است.

اگر میل شدید زولا برای بحث و گفتگو و تبلیغات، او را به اغراق اصول ناتورالیستی‌ در نوشته‌های اولیه‌اش سوق داد، می‌توان گفت در سال‌های آخرش این بحث و جدل‌ها بودند که علی‌رغم بی‌میلی او به دنبالش می‌آمدند. رمان «مشکل» (La Débâcle) که ارتش فرانسه و اقدامات دولت در زمان جنگ فرانکو-آلمانی را نقد می‌کند، مورد انتقاد تند فرانسوی‌ها و آلمانی‌ها واقع شد. علی‌رغم برجستگی بدون بحث این نویسنده‌ی بزرگ، وی با وجود ۱۹ بار نامزدی، هرگز در آکادمی فرانسه انتخاب نشد.

اگرچه ازدواج زولا با همسرش تا آخر عمر پایدار بود، اما این نویسنده با یکی از خدمتکاران همسرش رابطه‌ای چهارده ساله داشت که از سال ۱۸۸۸ شروع شد. این زن تنها فرزندان زولا یعنی «دنیز» و «ژاک» را به‌دنیا آورد که بعد از مرگ زولا توسط همسرش به رسمیت شناخته شدند.

امیل زولا

در سال ۱۸۹۸، زولا در «ماجرای دریفوس» (Dreyfus Affair) که به یک افسر ارتش یهودی فرانسه مرتبط بود، دخالت کرد. ارتش، این افسر را که به دروغ به خیانت به کشور متهم شده بود به ۱۲ سال تبعید در جزیره شیطان محکوم کرد. با شروع این ماجرا، زولا به دفاع از دریفوس بی‌گناه پرداخت. در ۱۳ ژانویه سال ۱۸۹۸، زولا در روزنامه «لورور» (L’Aurore) با انتشار نامه سرگشاده تندی به نام «ژاکوز» (J’accuse) به افسران عالی‌رتبه ارتش تاخت و حتی ادعا کرد که اداره جنگ، خود در حال پنهان کردن واقعیت است. او به خاطر این کار محکوم شد و در جولای سال ۱۸۹۹ وقتی که خود را کاملاً شکست خورده دید به انگلستان فرار کرد. البته در سال بعد وقتی دوباره پرونده دریفوس باز شد به کشورش بازگشت. دخالت‌های او در این مجادله، به تضعیف نگاه ضد یهودی در فرانسه کمک زیادی کرد.

زولا به‌طور غیر منتظره‌ای در سپتامبر سال ۱۹۰۲ بر اثر مسمومیتِ گاز زغال درگذشت. اگر چه به‌طور رسمی اعلام شد که این حادثه تراژیک یک اتفاق بوده، اما هنوز هم برخی معتقد هستند که این کار کسانی بوده که با حمایت‌های او از دریفوس مشکل داشتند. او در زمان مرگ نه‌تنها به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین رمان‌نویسان اروپا که به‌عنوان مدافع حقیقت و عدالت نیز شناخته می‌شد. در سال ۱۹۰۸، پیکر زولا را به پانتئون منتقل کردند تا در کنار بزرگانی چون ولتر، ژان ژاک روسو و ویکتور هوگو آرام بگیرد.

امیل زولا

روگون ماکار

اگر چه زولا ۶۰ جلد کتاب داستانی، تئوری، نقد و همچنین فعالیت‌های روزنامه‌نگاری را در رزومه چهل ساله‌ی خود دارد، اما بیشتر از همه به‌خاطر مجموعه ۲۰ جلدی «روگون ماکار» شهرت یافته است. این مجموعه، تاریخ طبیعی و اجتماعی خانواده‌ای در زمان امپراطوری دوم را به‌تصویر می‌کشد. همان‌طور که از عنوان برمی‌آید، در این مجموعه هدف ناتورالیستیِ نشان دادنِ تأثیرات تعیین کننده‌ی وراثت با دنبال کردن زندگی اعضای مختلفِ سه شاخه از خانواده‌ی روگون عملی شده است. همچنین اهمیت یک لحظه‌ی تاریخی نیز با محدود کردن فعالیت رمان‌ها به یک دوره‌ی تاریخیِ متعلق به سال‌های ۱۸۵۲ تا ۱۸۷۰ که همزمان با حکومت ناپلئون سوم بود، نشان داده شد. در نهایت، زولا تأثیر محیط را با تنوع دادن به حوزه اجتماعی، اقتصادی و حرفه‌ای بررسی می‌کند.

روگون ماکار

میراث

رمان‌های زولا تأثیر به‌سزایی روی ادبیات قرن بیستم غرب داشتند. رمان‌های او با ترکیب خیره کننده‌ای که از تصویر و حرکت ارائه می‌دهند، به نوعی پیشگام تصویر متحرک نیز بودند. یشتر از همه، نوشته‌های زولا بی‌عدالتی‌های اجتماعی را به‌تصویر می‌کشیدند. او در نوشته‌هایش روی باور محکم خود تاکید داشت که از طریق اقدام فردی و جمعی می‌توان موقعیت انسان را بهبود بخشید.

امیل زولا

امیل زولا در یک نگاه

  • امیل زولا در سال ۱۸۴۰ در پاریس فرانسه به دنیا آمد.
  • او بیشتر جوانی خود را در اِکس سپری کرد و از همان‌جا با پل سزانِ نقاش آشنا شد.
  • او تحصیلات خود را در پاریس تکمیل کرد و در امتحان دیپلم دو بار رد شد.
  • سال‌های اولیه زندگی مستقل او همراه با فقر و سختی‌های زیاد بود.
  • زولا کار خود را به عنوان منشی یک انتشاراتی آغاز کرد و سپس به سراغ روزنامه نگاری و ادامه کارش به عنوان نویسنده رفت.
  • او مجموعه‌ رمان‌های معروفی به نام روگون ماکار را در طی چند سال منتشر کرد که جزو شناخته شده‌ترین کارهایش به حساب می‌آیند.
  • زولا همواره به بی‌عدالتی‌های اجتماعی اعتراض می‌کرد.
  • او بنیان‌گذار جنبش ناتورالیسم در ادبیات بود که باور داشت وراثت و محیط نقشی بسیار تعیین‌کننده در زندگی و رفتار مردم دارند.
  • زولا به‌طور غیر منتظره‌ای بر اثر مسمومیتِ گاز ذغال در خانه‌اش درگذشت.

منبع: britannica
تگ ها مشاهیر

تورهای مرتبط

کاراکتر باقی مانده

دیدگاه ها