آغاز و پایان قرون وسطی در اروپا

بلیط هواپیما ایوار

بنر تبلیغاتی تورهای پاییز و زمستان 98

قرون وسطی، از قرن 5 تا 14 میلادی را در برمی‌گیرد و بعد از سقوط امپراطوری روم غربی آغاز شده و با شروع عصر رنسانس به پایان می‌رسد. برای آشنایی با ویژگی های اروپا در قرون وسطی و نحوه‌ی زندگی مردم در این دوره با ما همراه باشید. 

تاریخ تمدن غرب به طور کلی به 3 بخش باستان، قرون وسطی و دوران مدرن یا همان عصر جدید تقسیم می‌شود. برای اشاره به قاره اروپا از زمان سقوط امپراطوری روم غربی در سال 476 تا دوران رنسانس در قرن 14 میلادی می‌توان از عبارت «سده‌های میانی» استفاده کرد. بسیاری از محققان ترجیح می‌دهند از عبارت «قرون وسطی» برای توصیف این دوره استفاده کنند؛ زیرا معتقدند که سده‌های میانی ممکن است به اشتباه این منظور را به مخاطب برساند که دوره‌ای بی‌اهمیت بوده و میان دو دوره‌ی مهم‌تر تاریخی قرار داشته است. در واقع دانشمندان عصر رنسانس، این دوره را سده‌های میانی نامیدند تا خود را از بی‌تمدنی این دوره جدا کنند.

آغاز ایده‌ ای نو

عبارت قرون وسطی بیش از آنکه راجع به خود این دوره به ما اطلاعات بدهد، ما را درباره‌ی دوره‌ی بعد از آن یعنی رنسانس آگاه می‌کند. متفکران، نویسندگان و هنرمندان اروپایی در قرن 14 میلادی، نگاهی به دوره‌های قبل از خود انداختند و هنر و فرهنگ کشورهایی همچون یونان و روم باستان، آن‌ها را تحت تأثیر قرار داد. درنتیجه از نظر این هنرمندان، دوره‌ی بعد از عصر باستان و سقوط امپراطوری روم هیچ دستاورد علمی نداشت، هیچ اثر هنری با ارزشی تولید نکرد و هیچ رهبر بزرگی را به دنیا تحویل نداده بود. در نتیجه آن را «دوره‌ی میانی» یا حتی «عصر سیاه» می‌دانستند و با اختراع این نام برای دوره‌ی پیشین قصد داشتند تا خود را از آن جدا کنند. از نظر آن‌ها مردم در سده‌های میانی، پیشرفت‌های اجداد و نیاکان خود را به هدر داده بودند و بنا به گفته‌ی تاریخدان انگلیسی قرن 18 یعنی «ادوارد گیبون»، به جای آن خود را در بی‌تمدنی، وحشیگری و ادیان گیر انداختند. تا مدت‌ها به سده‌های میانی به عنوان حد فاصل سقوط امپراطوری روم و رنسانس نگاه می‌شد؛ اما محققان امروزی دریافته‌اند که این دوره نیز به اندازه‌ی دوره‌های دیگر تاریخ، پویایی و پیچیدگی داشته است و نباید ساده از آن گذشت.

قرون وسطی

کلیسای کاتولیک

بعد از سقوط امپراطوری روم، یک دولت واحد نتوانست مردمی که در قاره اروپا زندگی می‌کردند را با یکدیگر متحد کند و به جای آن، کلیسای کاتولیک به قدرتمندترین نهاد در قرون وسطی تبدیل شد. پادشاهان، ملکه و سایر رهبران کشورها بیشتر قدرت خود را از ارتباطشان با کلیسا و حمایت از آن دریافت می‌کردند. برای مثال «پاپ لئوی سوم» در سال 800 میلادی و برای اولین بار بعد از سقوط امپراطوری روم حدود 300 سال پیش، پادشاه فرانک‌ها یعنی «شارلمانی» را «امپراطور رومی‌ها» نامید. قلمروی شارلمانی به مرور زمان به امپراطوری مقدس روم تبدیل شد و یکی از معدود نهادها در اروپا بود که منفعتی یکسان با کلیسا داشت. اما در مجموع پادشاهان و پاپ در بیشتر مواقع با یکدیگر اختلاف داشتند؛ به این‌صورت که پادشاه در تلاش بود تا با تعیین کردن مسئولان کلیسا، فعالیت‌ آن‌ها را زیر نظر بگیرد و کلیسا نیز در مقابل، بر شهرها و ارتش سلطه داشت و اغلب سعی می‌کرد بر عملکرد دولت نیز نظارت داشته باشد. مردم عادی در سراسر اروپا باید هر سال 10% از درآمد خود را به عنوان عشریه به کلیسا می‌پرداختند. از طرفی دیگر، کلیسا تا حد زیادی از پرداخت مالیات معاف بود و همین سیاست‌ها به آن‌ها کمک کرد تا پول و قدرت بسیاری را به دست بیاورند.

کلیسای کاتولیک قرون وسطی

پیدایش اسلام

همزمان با این حوادث، دنیای اسلام نیز در حال توسعه بود و روزبه‌روز قدرتمندتر می‌شد. پس از رحلت حضرت محمد در سال 632 میلادی، ارتش مسلمانان توانست بخش‌های بسیاری از خاورمیانه را فتح کند و آن‌ها را تحت سلطه‌ی خلیفه‌ای واحد دربیاورد. جهان اسلام در دوران اوج خود، 3 برابر دنیای مسیحیت در قرون وسطی وسعت داشت. در دوران خلافت، شهرهای بزرگی مانند بغداد، دمشق و قاهره از لحاظ فرهنگی و علمی به شکوفایی رسیدند. کاغذ که ابتدا در کشور چین ابداع شده بود، در قرن 8 میلادی به دنیای اسلام نیز راه یافت و شاعران، دانشمندان و فیلسوفان در این عصر، هزاران جلد کتاب نوشتند. همچنین محققان، متن‌های یونانی و ایرانی و هندی را به عربی ترجمه می‌کردند. اختراعاتی همچون دوربین سوراخ سوزنی یا همان اتاق تاریک، صابون، آسیاب بادی، دستگاه اعداد و بعضی از ابزار جراحی در این دوره اتفاق افتاد و از لحاظ مذهبی نیز عالمان دینی، قرآن و سایر کتاب‌های آسمانی را ترجمه، تدریس و تفسیر می‌کردند.

اسلام قرون وسطی

جنگ های صلیبی

کلیسای کاتولیک در اواخر قرن 11 میلادی تصمیم گرفت تا لشکری را برای بیرون راندن مسلمانان کافر از سرزمین مقدس مأمور کند. این جنگجویان، صلیب‌های قرمز رنگی را بر روی یونیفرم خود می‌گذاشتند تا مرتبه و جایگاهشان را به دیگران بشناسانند. این سربازان اعتقاد داشتند که این خدمت آن‌ها باعث آمرزیده شدن گناهانشان می‌شود و بهشت برایشان تضمین شده است. البته پاداش دنیوی نیز به آن‌ها تعلق می‌گرفت و برای مثال برای پرداخت وام‌ها، بخشی از پول به آن‌ها بخشیده می‌شد و همچنین حمایت پاپ را در محافظت از ملک و دارایی خود داشتند. «پاپ اوربان دوم» در سال 1095 میلادی به لشکری از سربازان مسیحی فرمان داد تا به اورشلیم یا همان سرزمین مقدس حمله کنند و این‌گونه بود که اولین جنگ صلیبی در قرن 11 آغاز شد. جنگ‌های صلیبی تا قرن 15 همچنان ادامه داشت و درنهایت هیچ‌کس پیروز این میدان نبود. در واقع هزاران نفر از مردم از هر 2 گروه جان خود را در این جنگ از دست دادند. البته این نبرد، جنگجویان صلیبی را با ادبیات، علم و فناوری اسلامی آشنا کرد که تأثیری ماندگار بر روی تفکر علمی اروپا داشت.

قرون وسطی

زندگی و فرهنگ

نجیب زادگان، روحانی‌ها و مردم عادی، 3 طبقه‌ی اجتماعی قرون وسطی را تشکیل می‌دادند. نجیب زادگان، اداره‌ی امور را برعهده داشتند و روحانیون، خدا را پرستش و به نیازهای مذهبی مردم رسیدگی می‌کردند. مردم عادی به عنوان دهقان، صنعتگر و تاجر مشغول به کار بودند که وضعیت چندان مناسبی نداشتند و 2 طبقه‌ی برتر ابتدایی را تأمین می‌کردند.

مذهب: تقریباً بیشتر مردم در اروپای غربی به کلیسای کاتولیک رومی اعتقاد داشتند و قدرت محض کلیسا را پذیرفته بودند؛ هر چند که اغلب از مقررات آن نافرمانی می‌کردند. به دلیل اهمیت دین در قرون وسطی، گاهی این دوره را «عصر ایمان» نیز می‌نامند.

تحصیلات و آموزش: تحصیلات مردم در قرون وسطی از تعلیمات مسیحیت و آثار کلاسیک اروپا گرفته می‌شد. در سال 1200 میلادی و با حمایت کلیسا، چندین دانشگاه در شهرهایی مانند آکسفورد، پاریس و بولونیا تأسیس شد. اما مهم‌ترین جنبش روشنفکری این دوره، «اسکولاستیسم» یا همان «فلسفه مَدرَسی» بود که از قرن 9 تا 12 میلادی رواج داشت و در تلاش بود برای حمایت از دین مسیحیت از استدلال صوری کمک بگیرد.

ادبیات: شروع این دوره با داستان‌های حماسی، ساگا، تصنیف یا همان افسانه‌سرایی‌های مردم بی‌سواد همراه بود؛ اما پیشرفت چشمگیری داشت و با شاهکارهای ادبی هنرمندانی همچون «جفری چاسر» و «دانته» به پایان رسید.

قرون وسطی

هنر و معماری

یکی از راه‌های ادای احترام به کلیسا، ساخت کلیساهای جامع و بزرگ و سایر بناهای مذهبی همچون عبادتگاه و صومعه بود. در واقع کلیساهای جامع، بزرگ‌ترین ساختمان‌ها در اروپای قرون وسطی به حساب می‌آمدند و در مرکز شهرهای این قاره بنا می‌شدند. بیشتر کلیساهای اروپاییِ بین قرن 10 تا 13 میلادی را به سبک رمانسک می‌ساختند که در معماری آن‌ها از طاق‌های گرد سنگی، دیوارهای ضخیم سنگی و طاق گهواره برای نگه داشتن سقف استفاده می‌شد و پنجره‌های معدودی را برای ساختمان در نظر می‌گرفتند. از نمونه‌های سبک رمانسک می‌توان به کلیسای جامع پورتو در پرتغال و کلیسای جامع اشپیر (Speyer Cathedral) در آلمان اشاره کرد.

معماران کلیساها در سال 1200 میلادی از سبک گوتیک برای ساخت کلیساها کمک گرفتند که سبک نسبتاً جدیدتری به حساب می‌آمد. در سبک گوتیک از پنجره‌های رنگی بزرگ، منار مخروطی، پشت‌بند شمشیری و طاق تاژ نوکتیز استفاده می‌کردند که مورد آخر از دنیای اسلام شروع شده بود. در مقایسه با ساختمان‌های سنگینِ سبک رمانسک در دوره‌های قبل، ساختمان‌های گوتیک تقریباً سبُک به نظر می‌رسند. کلیسای سن دنی یا همان سنت دنیس در فرانسه و کلیسای بازسازی شده‌ی کنتربری (Canterbury Cathedral) در انگلیس، نمونه‌هایی از این سبک به شمار می‌روند. به مرور زمان از کاشی‌ها و دیوارنگاری‌ها برای زیباتر کردن داخل کلیساها استفاده شد و هنرمندان، تصاویری از مریم مقدس، عیسی مسیح و قدیسان را نقاشی کردند.

معماری قرون وسطی

اقتصاد و جامعه

 در اروپای قرون وسطی نظام فئودالی حاکم بود؛ به این معنی که پادشاه، قطعه زمین‌های بزرگی که به آن‌ها «تیول» یا همان فیِف (fief) می‌گفتند را به اسقف‌ها و نجیب زادگان اعطا می‌کرد و دهقانان (serf) که زمینی از خود نداشتند، بر روی این زمین‌ها کار می‌کردند. آن‌ها محصول خود را در زمین‌ها می‌کاشتند و بعد از برداشت، بیشتر محصول را در نهایت به صاحب زمین تحویل می‌دادند. دهقانان در ازای کارشان اجازه داشتند تا در این زمین‌ها زندگی کنند و در صورت حمله‌ی دشمن نیز از آن‌ها محافظت می‌شد.

زندگی فئودالی از قرن 11 میلادی به بعد کم‌کم شروع به تغییر کرد. اختراعات مربوط به کشاورزی مانند دستگاه شخم‌زنی و کاشت متناوب سه ردیفه، کشاورزی را بسیار کارآمدتر و پربازده‌تر کرده بود و درنتیجه برای انجام کار به تعداد کارگران کمتری احتیاج داشتند. در عین حال با افزایش عرضه‌ی مواد غذایی، جمعیت نیز رو به رشد رفت و هر روز افراد بیشتری به سمت شهرها نقل مکان می‌کردند. همچنین جنگ‌های صلیبی، راه تجارت با شرق را باز کرده بود و اروپایی‌ها محصولاتی از جمله روغن زیتون و منسوجات لوکس را از شرق به کشور خود وارد می‌کردند. در سال 1300، جمعیت 15 شهر در اروپا به بیش از 50،000 نفر می‌رسید. این شهرها، دوره‌ای جدید به نام رنسانس را به خود دیدند که با تغییرات بزرگ و مثبت اقتصادی و روشنفکری همراه بود و از آموزش‌های دوران باستان یا همان کلاسیک الهام می‌گرفت. به مرور زمان، نظام فئودالی در این دوره برچیده شد و سلطنت‌های ملی در کشورهایی مانند اسپانیا، فرانسه و انگلیس به وجود آمدند و تحصیلات غیرمذهبی نیز رواج پیدا کرد. اما نمی‌توان این دوره را «تولدی دوباره» نامید؛ زیرا این دنیای جدید همچنان در قرون وسطی ریشه داشت.

قرون وسطی

آنچه درمورد قرون وسطی نمی دانید

  • طبقه‌بندی اجتماعی این دوره از سال 1100 میلادی به بعد فقط به 3 گروه نجیب زادگان، روحانیون و مردم عادی محدود نمی‌شد. برای مثال جمعیت شهر پاریس در قرن 12 و 13 تقریباً به 10 برابر قبل رسیده بود و شغل‌های متنوعی از جمله فروشندگی، نقاش، تاجر، قصاب، بافنده، معمار و... رواج پیدا کرد. همچنین بیشتر مردم در روستاها نیز آزاد بودند و از خود زمین داشتند.
  •  وقتی صحبت از جادوگری می‌شود، مردم فکر می‌کنند در سده‌های میانی به این خرافات پر و بال داده شده است؛ اما داستان‌های مربوط به جادوگری، ریشه در قرون وسطی ندارد و در واقع به اوایل دوره‌ی جدید و قرن 16 و 17 برمی‌گردد. البته چندین دادگاه برای مجازات جادوگران در سده‌های میانی انجام شد؛ اما مسئولان انجام این دادگاه‌ها تقریباً بیشتر مواقع از اعضای دولت بودند و ارتباطی با روحانیون نداشتند. در حقیقت روحانیون در قرون وسطی مدام به مردم تذکر می‌دادند که خرافات مربوط به سحر و جادو و جادوگری را باور نکنند.
  • معمولاً مردم روستایی چندان از محل زندگی خود دور نمی‌شدند؛ اما گاهی مردم در قرون وسطی برای سفرهای مذهبی خود هزاران مایل در راه بودند. همچنین تاجران نیز مسافت‌های طولانی را می‌پیمودند و برای مثال ابریشم را از چین و ادویه‌جات را از آسیا به اروپا انتقال می‌دادند. بنابراین این که مردم هیچگاه در این دوره سفر نمی کردند، تصوری اشتباه است که میان مردم رواج پیدا کرد.
  • مردم برای ازدواج ضرورتاً به کلیسا یا کشیش احتیاج نداشتند. البته کلیسا مایل بود که این کار انجام شود و در قرن 12 میلادی نیز اعلام کرد که ازدواج، یک آیین رسمی است؛ اما در عمل، صرفاً رضایت طرفین برای ازدواج ضروری بود و در بهترین حالت، شاهد نیز حضور پیدا می‌کرد و ازدواج مردم در مجموع به سادگی برگزار می‌شد.
  • این دوره را گاهی «عصر ایمان» می‌نامند؛ اما این موضوع به این معنی نیست که مردم هیچ گناهی مرتکب نمی‌شدند. در واقع شواهد حاکی از آن است که بیشتر آن‌ها یکشنبه‌ها به کلیسا نمی‌رفتند.
  • بیشتر نویسندگان قرون وسطی خودشان شخصاً برای نوشتن، قلم به دست نمی‌گرفتند. نوشتن در این دوره به نوعی کار پرمشقت محسوب می‌شد و کاری نبود که افراد باهوش و مهمی همچون اندیشمندان و روحانیون، زحمت انجام آن را به خود بدهند. به جای آن، شخصی دیگر این کار را برعهده می‌گرفت و هر چه که نویسنده به او دیکته می‌کرد را به شکل مکتوب درمی‌آورد.
  • بیماری اسرارآمیزی به نام «مرگ سیاه» بین سال 1347 تا 1350 میلادی، جان 20 میلیون نفر از مردم اروپا را گرفت که 30% از جمعیت این قاره را تشکیل می‌دادند.
کاراکتر باقی مانده

دیدگاه ها